خاطرات شب يلدا 91
شب يلدا،شبي ست كه در آن انار محبت دانه مي شود و
سرخي عشق و عاطفه نثار كاسه هاي لبريز از شوق ما
شبي كه داغي نگاه هاي زيباي بزرگتر هايمان
در چشمان كودكانمان اوج ميگيرد و بالا ميرود



ضحا جونم امسال دومين يلدايت بود،پارسال مهمون عمه كوچيكه بوديم و
امسال مهمون پدر جون و مامان جون.خيلي بهمون خوش گذشت.![]()
ولي جاي دايي محمد خيلي خالي بود
خدا نگهدارش باشه.
اين عكس پارسالت بود.6 روز مانده به تولد يكسالگيت

و اين هم عكس امسال

اين لباسو هم مامان جون برات بافته بود كه به همراه يك اتو
كه برات خريده بود شب يلدا برات كادو داد.
دستش درد نكنه![]()

اين هم از ميز چيده شده در شب يلدا كه ژله ي انار و
هندوانه ي بيسكويتي دستپخت ماماني بود

ضحا جونم يلدات مبارك


خاطرات شب يلدا 91