33 ماهگي
![]()
ماهگيت مبارك
گل باغ زندگيم

ســــــــــــــــــــــلام عزيز دل مامان
ضحا جونم امروز دقيقآ
سال و
ماهه شدي مبارك باشه عزيزم


2 مهر تولد وبلاگيمون بود،يعني يكسال از اين دنياي مجازي ميگذره كه من كلي دوستهاي
خوب وبلاگي پيدا كردمو علاقه ام به نوشتن خاطرات دختر ناز و مهربونم بيشتر شده

پيشرفت هاي ضحــــــــــــــــــا ![]()
ضحاي عزيزم پيشرفتت واقعآ جاي تحسين داره من كه خودم كلي كيف ميكنم از اين
همه پيشرفتي كه داري،آفـــــــــــــــرين بر نابغه ي مامان
** در كنار بن بن بن 3 كه هنوز ادامه داره وتموم نشده، شروع كردم به ياد دادن زبان انگليسي
كه خودت هم خيلي مشتاقي تا ياد بگيري
** از 1 تا 5 رو بلدي به انگليسي بشماري (وان، تووو ، تووري، فووور ، فايو)
شماره 3 رو جالب ميگي هي ميگم :تري ميگي:تووري
![]()
** چند تا كلمه رو ميگم به انگليسي ميگي كه چي ميشه
سلام................... Hello (هلو)
مامان .................. Mum (مام)![]()
بابا.......................Dad (دد)
اولا ميگفتي باب فكر ميكردي كه وقتي مامان مام ميشه
حتمآ بابا هم ميشه باب
بچه.....................Baby (بي بي)![]()
گربه....................Cat (كت)
سيب.................. Apple (اپل)![]()
چتر.....................Umbrella (آمبرلا) به زبان ضحا آمبللا 
ماشين................Car (كار)![]()
اسباب بازي.......... Toy (تويي)![]()
پسر.................... Boy (بوي).gif)
دختر................... Girl (گيرل) كه ضحا ميگه گيلل.gif)
خداحافظ.............. Bye (باي)
![]()
** شمارش اعداد رو از 1 تا 20 ياد گرفتي
![]()
** و اين هم از يه سر مشق ديگه ، تازه وقتي ميگم ضحا يك رو به عدد بنويس،
با اون دستهاي كوچولوت قشنگ مينويسي،آفرين ضحاي عزيزم




وقتي اين هلي كوپتر و توپهارو برات خريديم به قدري ذوق داشتي كه بعد از ظهر موقع خوابيدن
دو دستي چسبيده بودي بهشون،من خودم يادمه دوران بچگي وقتي مامان و بابام برام چيزي
ميخريدن اون روز از خوشحالي خوابم نميبرد.واقعآ دوران بچگي عالمي داره هااااااااااا

![]()
قبول باشه عزيز دل مادر

![]()
الهي من فداي اين لبخندهات بشم
![]()

![]()

![]()

![]()

![]()






33 ماهگي